اولین دستپخت دخترم
چند روز قبل بابا اکبر برای نهار خونه نبود.
ما هم تصمیم گرفتیم نیمرو بخوریم.
وقتی من تخم مرغ از توی یخچال در آوردم شما سریع گفتی:مامان من بشکنم.
گفتم باشه.
ماهیتابه رو آوردم .من به تخم مرغ ضربه زدم که ترک برداره بعد درحالی که من تخم مرغ رو توی ماهیتابه نگه داشته بودم شما هم تخم مرغ رو باز می کردی تا محتویاتش بریزه توی ماهیتابه.
خیلی هم خوشحال بودی و می گفتی :مامان غذا درست کردم.
وقتی داشتیم نهار می خوردیم من گفتم:امروز غذا خیلی خوشمزه شده چون شما درست کردی.
با شادی مدام می گفتی:خیلی خوشمزه شده.
و شب هم برای بابا تعریف کردیم و باز شما با شعف بسیار می گفتی : غذا درست کردم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین دستپخت دخترم
