آبروریزی
چند شب قبل رفته بودیم رستوران.
من رفتم دسشویی.
وقتی اومدم بیرون ،بابا اکبر گفت:
حنیفا خانوم اومده وسط رستوران وایساده و با صدای بلند اعلام کرده:مامان رفته جیش کنه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آبروریزی
زهرا