ماشین خندیدن
یه بار داشتی از پنجره بیرون رو نگاه می کردی.
یهو با لبخند گفتی :ماشین خندیدن!!!
اول اعتنا نکردیم تا این که چند بار تکرار کردی و مامانی گفت :حنیفا چی رو داره می گه؟
دایی محمد نگاه کرد و دید یه mvm هست که چراغ و جلوبندی اش طوریه که انگار داره لبخند می زنه!!!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماشین خندیدن 


