حنیفاحنیفا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 12 روز سن داره

حنیفا مورچه ی قشنگ مامانشه

کوچولو بودی

1393/7/4 15:32
نویسنده : زهرا
145 بازدید
اشتراک گذاری

این روزا خیلی دوست داری برات تعریف کنم وقتی کوچولوسکوت  بودی چی کار می کردی.

گاهی هم انگشتای پاهات رو جمع می کنی زیر پات که کوچولوتر به نظر برسی .خنده

بعضی وقتا هم روی نوک انگشتات می ایستی و می گی :بزرگتر شدم.متفکر

 

یه کار دیگه که علاقه داری اینه که آب بریزی روی اپن و همه اش رو با دستمال کاغذیسوال  جمع کنی .  خوب با یه دستمال هم که روی اپن خشک نمی شه.این قدر دستمال برمی داری تا کامل خشک بشه.دلخور

 

چند روز قبل توی یه مغازه داشتیم خرید می کردیم.شما هم سریع چند تا کفشدوزک آهنربایی برداشتی .

 

امروز دوباره در یخچال رو باز کردی و آب ریختی روی اپن.

همچنان مشغول برداشتن دستمال کاغذی بودی که جعبه ی دستمال رو از روی اپن برداشتیم.

اگه فکر می کنی ناامیدشدی و رفتی با یکی از دستمالای اشپزخونه آب رو خشک کردی یا بی خیال اون آب روی اپن شدی باید بگم که :

رفتی کفشدوزک ها رو برداشتی گذاشته بودی روی اپن توی آب.بعد بهش می گفتی:وقتی که کوچولو بودی من می گرفتمت بغل شنا می کردی.

قه قهه

 

پسندها (1)

نظرات (2)

ابجی سجا
4 مهر 93 15:39
ﺳﻌﺎﺩﺕ ﮔﺮﭼﻪ ﺑﯿﺮﻧﮓ ﺍﺳﺖ ﺍﺭﺍﺩﺕ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺎﻗﯿﺴﺖ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﻣﺎﮐﻤﻰ ﺩﻭﺭﯾﻢ ﻣﺤﺒﺖ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺟﺎﺭﯾﺴﺖ
مامان محمد عارف
17 آبان 93 22:15
سلام ... 38 ماهگیت مبارک حنیفا جوووون آخی چه بامزه انگشتا پاشو جمع کرده کوچیک بنظر بیاد چطوری این چیزا به ذهنشون میرسه
زهرا
پاسخ
سلام ممنون آره آدم تعجب می کنه .بعضی وقتا خیلی جالب می شه برام که بدونم چی تو سر بچه ها می گذره