حنیفاحنیفا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

حنیفا مورچه ی قشنگ مامانشه

چادر

1393/6/22 18:26
نویسنده : زهرا
174 بازدید
اشتراک گذاری

چند ماهی بود که اصرار می کردی برا ت چادر  مشکی بخریم.

خوب توی سن شما خیلی سخته چادر جمع کردن.

منم هنوز بلد نیستمخجالت .

اما به هرحال خیلی اصرار می کردی (نه این که من و بابا اکبر دوست نداشته باشیم ها،نه ما که عشق می کنیم با چادر ببینیمت به خاطر این که خودت سختت می شه فقط)  و ماهم دیگه دلمون نیومد این قدر دوست داری و اصرار می کنی برات چادر نخریم.

رفتیم یه چادر برات خریدیم.از توی مغازه که چادر رو سرت کردی دیگه درنیاوردی.

پایینش هم خیلی خاکی شد اما باز درنیاوردی.

البته که من تمام مدت ناراحت بودم که چادر کثیف  رو درنمیاری و توی ذهنم کلی برنامه چیدم برای دفعه های بعد که راضی ات کنم وقتی چادرت کثیف می شه در بیاری اما راستش رو بگم خیلی خوشحال شدم از این همه علاقه ات به چادر و روسری.

درسته که الان خیلی مشخص نیست که در اینده هم این علاقه رو داشته باشی

اما خیلی امیدوارم که این طور بشه.

یه حدیثم برات بگم.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله:

"دختران پوشیده و باحجاب چه فرزندان خوبی هستند.هر کس یک دختر داشته باشد ،خداوند همان دختر را مانع و پرده میان او و آتش قرار می دهد و هرکس دو دختر داشته باشد ،خداوند به برکت آن دو او را به بهشت می برد."

 

لطفا از این دخترای خوب باش برای ما تا شامل این حدیث بشیممحبت

 

حاج آقا پناهیان می گه برای این که دخترای یه خانواده باحجاب بشن باید علاوه بر این که  مادر باحجاب هست پدر هم به اون مادر باحجاب احترام بذاره و محبت کنه

برای همین خیلی امیدوارم که در آینده این صحنه رو ببینم که الگوی خواهرت شدی

آپلود عکس

 

پسندها (1)

نظرات (4)

مامان محمد عارف
25 شهریور 93 17:21
نکنه خبریه؟ نه بابا خواهر احتمالی آینده اش رو منظورمه. البته می دونی که من کلا بدم نمیاد ولی خوب هنوز یه سری شرایط فراهم نیست
مامان محمد عارف
25 شهریور 93 17:23
راستی خاطره تولد 3 سالگشیم بنویس که اون روز رو چیکار کرده حنیفا جونو برام ببوس
زهرا
پاسخ
این کامنت رو هم درست کردم قبل از پاسخ خط رو گذاشتم چشم حتما تولد خاصی نبود.فقط یه کیک گرفته بودیم. حتی هنوز براش کادو نگرفتیم .البته چرا دیگه همون چادرش رو خیلی خوشحال شد. البته رفتیم خونه ی باباجون و براش تزئین و ... انجام دادن.
باباش
30 شهریور 93 23:33
سلام منم با چادر پوشیدن دخملم خیلی حال کردم. خداییش هر وقت می بینمش با چادر تو ابرام. همیشه یکی از دغدغه هام این بوده که چطوری دخترم رو با این چیزا آشنا کنیم و علاقه مندش کنیم ولی بعدا دیدم که بهترین مربی این چیزا به دخترامادراشونن. حالا واقعا به خوش سلیقه بودن خودم ایمان آوردم. بالاخره کم کاری ها و کمبود وقت منو یکی داره جبران میکنه، امیدوارم سربلندمون کنی. راستی سپر رو هم موافقم.
مامان محمدعارف
29 آبان 93 1:09
یادم نبود اینجا کامنت گذاشته بودم الان اومدم جوابشو خوندم این باباش هم یافتم من فضولیم گل کرد این تکس باباش یعنی چی؟! " راستی سپر رو هم موافقم. " اگه دوست داشتی بجواب
زهرا
پاسخ
سلام منظور همون پرده و مانع آتش جهنمه.