حنیفاحنیفا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

حنیفا مورچه ی قشنگ مامانشه

تشویق 2

1393/9/1 13:45
نویسنده : زهرا
155 بازدید
اشتراک گذاری

می خواستیم بریم بیرون.

شما خودت باید با دقت لباس ها رو انتخاب کنی .

هوا سرد بود .می خواستم سارافون بافت رو برات بپوشم .

اما اظهار نارضایتی کردی.

گفتم: یادته رفتیم خونه ی عارف  ، اینو پوشیده بودی؟

خوشحال و خندان گفتی: مامان ، اینو برام بپوش که خونه عارف پوشیده بودم.زیبا

بدون هیچ گونه ناراحتی و صحبتی لباست رو پوشیدی  و رفتیم بیرون.

روز بعد مثلا ظرف شسته بودی و لباست خیس شده بود.

خودت از توی کمدت یه بلوز آورده بودی که برات بپوشم.

این روزا گاهی که یه لباس آستین کوتاه میاری بهت می گم سرده و باید لباس آستین بلند بپوشی.بماند که گاهی قبول نمی کنی و لباس استین کوتاه رو روی لباس استین بلند تنت می کنم .برعکسش نمی شه چون می گی می خوام عکس لباسم(یعنی همون تاب یا استین کوتاه انتخابی) رو ببینم.

لباس منتخبت  رو به من دادی و گفتی: اینو خونه عارف پوشیده بودم.

 

شاید فکر می کردی با اون لباس مخالفت می کنم.

یعنی توی مورچه منو تشویق می کنی مثلا .اونم به همون روشی که من تو رو تشویق می کنم.بوس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان محمدعارف
3 آذر 93 16:10
ای جانم ... زبل خانوم
زهرا
پاسخ
چه کنیم با این بچه ها؟ قلق مامان بابا ها رو هم دارن