حنیفاحنیفا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

حنیفا مورچه ی قشنگ مامانشه

شال گردن

1393/9/1 13:38
نویسنده : زهرا
156 بازدید
اشتراک گذاری

یه دونه تل برداشته بودی و مثل میل بافتنی دستت گرفته بودی و ادای بافتن در می آوردی.

می گفتی: دارم برای بابا اکبر شال گردن می بافم.

و چون رنگ تل سبز بود می گفتی:دارم شال سبز می بافم.

کمی طول کشید تا بافت شالگردن تموم شد.

بعدش شال خیالی رو دور گردن بابا انداختی و نمی دونم چرا برای بابا آستین  هم پوشیدی مثلا.

با خوشحالی خوابیدی.

فردا گفتی: مامان بابا شالگردنشو پوشیده.

نگاه کردم دیدم شال بابا خونه است.بهت نشون دادم و گفتم : نه شالش خونه است.

گفتی: نه ، شالگردن سبزشو که بافته بودم  می گم.زیبا

 

پسندها (1)

نظرات (0)